شمس سراج عفيف

497

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )

در دهن اين خراساني اندازند - بعده موكلان برابر دهند از مملكت ما بيرون كنند - چون خراسانيان خوي خود در دهن او انداختند آن خراساني كارد در شكم خويش زد - و خود را هلاك گردانيد چون ازان حالت و اثرى از اثر آن مقالت پيش تخت بازنمودند حضرت شاه فرمان فرمود گوسپند را بپاي خويش آويختند - حاصل از كنايت مذكور درين سطور براي آنست - كه اول تيغ كه در ميان در سراي حضرت شاه فيروز از نيام بيرون آمده اين بود كه در سال سنه 780 ثمانين و سبع مائة آن خراساني تيغ از نيام كشيده و بر سر ملك آمدي كوتوال ممالك گذارد - تا چه وقت نحس بود - بعده در سال سنهء 781 احدي ثمانين و سبعمائه حضرت فيروز شاه مانند سلطان اهل كاه براي باختن شكار چون جهانداران كبار سواري كرده سمت اتاوه و تيلاي رفته - دران سال بتقدير ذو الجلال و قادر پركمال لم يزلي و لا يزال جل جلاله و عم نواله سپاه ديگر در هواي بشكال همان جانب شده - دران سال بيشتر از ملوك هم عهد سال شاه فيروز نقل كرده - اكثر تابوت در شهر آمده در فوت هريك ملوك حضرت شهنشاه طالب اسرار سلوك تأسف فراوان و حزن بىپايان كرده - بعده در سنهء 782 اثنين و ثمانين و سبعمائه شمس الدين دامغاني در گجرات فطرت كرده - و در سال سنه 783 ثلاث و ثمانين سبعمائه ابو رجا شغل استيفاي ممالك يافته - و تا سال سنهء 785 خمس و ثمانين و سبعمائة